همچنان سینووکس میزنم و راضی هستم.

نمیدونم چرا بعضی از ملت ایران نسبت به دارو ایرانی ذهنیت بدی دارند.

من قبول دارم که بعضی از دارو های خارجی کیفیت بهتری داره٬ ولی نه اونهایی که کاملا کپی برداری شدند.

سینووکس هم یه داروی تازه کشف شده نیست و طبق گفته شرکت سیناژن شرایط تولید و کنترل کیفی دارو در تطابق کامل با استانداردهای سازمان دارو و غذای آمریکا و اتحادیه اروپا می باشدو کاملا مشابه نمونه های خارجی می باشد.

شرکت سیناژن ادعا داره که عوارض جانبی دارو سینووکس در بسیاری از موارد کمتر از نمونه های مشابه هست. (در مورد من صدق میکنه)

 

یه ایمیل رو خیلی وقت پیش ٬موقعی که پست سینووکس رو نوشتم از طرف شرکت سیناژن دریافت کردم. 

جواب هم دادم ولی خبری نشد٬فکر کنم سر کاری بود.

 

البته من کاملا به بیماری که دکترش بهش توصیه میکنه ٬همون  آمپول خارجی رو بزنه حق میدم که اعتمادی به این دارو نداشته باشه.

دکترم من گفت:اشتباه این شرکت این بوده که این دارو رو بدون معرفی به دکترها وارد بازار کرده .

و چند وقت پیش یه سمینار در تهران برگزار شده و قرار شده که دکترها از بیمارانشون راجب این دارو سوال کنند و آمار بگیرند و اگه جواب کاملا مثبت باشه تا چند وقت دیگه آونکس به طور کامل در بازارحذف خواهد شد.

نتایج به دست آمده تا حالا نشون داده بیمارن ام اسی که از این دارو استفاده میکنن راضی هستند به جز موارد اندکی که دچار حمله کوچک بودند.که این اتفاق زمان استفاده از آونکس هم بوجود میاد.

 قبلا بارها دیدم که دوستان ام اسی خودم با زدن آونکس حمله داشتن.آخه آونکس و هر دارو دیگه فقط 40% یا حتی کمتر ٬از وقوع حمله جلوگیری میکنه.

استرس بوجود آمده از عدم اطمینیان به دارو هم خودش میتونه یه دلیل حمله باشه.چون به عقیده من و اکثریت هیچ چیز بدتر از استرس و تلقینهای منفی برای یک بیمار ام اسی نیست.

 میدونین تو یه سری از کشورها هیچ درصدی از هزینه درمان بیماران ام اسی رو دولت نمیده .باید خدارو شکر کنیم که لازم نیست هزینه کامل دارو راخودمون بپردازیم.

من فکر میکنم اکثریت بیماران ام اسی توان پرداخت ماهی  ٣۰۰هزار تومان در ماه رو نداشته باشند.

خوب دیگه خیلی بالای منبر بودم٬ بیام پایین.

 

من شرمنده کلیه دوستان هستم ولی اصلا وقت نمیکنم آپ کنم.حتی بارها خواستم این وب لاگ رو برای مدتها تعطیل کنم.

کارم خیلی زیاد و تایم کاریم خیلی بد هست٬از ساعت سه بعد از ظهر تا ده و نیم شب.ساعت یازده خونه می رسم.

صبحها هم به علت خستگی تا یازده میخوابم.خلاصه اینکه دو حالت بیشتر ندارم:یا سر کار و یا خواب.

تومحل کارم از آچار فرانسه هم یه چیزی اونورترم.

تو این پنج ماهی که تو روزنامه مشغول به کار شدم:طراحی کردم ٬ زینک و فیلم گرفتم (در واحد لیتوگرافی دیجیتالCTP)٬ آرشیو نشریات درست کردم٬

فلش کار کردم٬ سایت قدیم رو کار کردم٬ و حالا هم صفحه آرائی و آپدیت کردن و چک کردن XML سایت جدید روزنامه.

همکاری که همزمان با من تو روزنامه اومد همچنان در واحد طراحی هست.ولی من یه پا زبلخان شدم .اینجا٬اونجا٬ همه جا.

و برای این که هندونه بدن زیر بغلم میگن:این نشون دهنده نیاز روزنامه به شما و تواناییهای شماست و این خیلی عالیه که این همه کار میتونید انجام بدید.

منم که آدم تنوع طلبی هستم و ازین قضیه جابجایی و کارهای متفاوت ناراحت نیستم.ولی واقعا کار روزنامه برای من خیلی سنگین هست مخصوصا تا همین چند روز پیش که تو واحدCTP(لیتوگرافی دیجیتال)کار میکردم.   

پیوست:از تایم کاریم نالیدم بدتر شد.از ۲:۴۵ تا ۱۱:۱۵ باید سر کار باشم.اضافه کاری اجباری

                                                                                                  .